به بادی:
ممنون برای زنده کردن "کودکی که هرگز زاده نشد"!
هرچند، دزدکی کتاب خوندن عالم دیگه ای داره. هرچند وقتی که بزرگ میشیم گوشه های خلوت تر و مطمئن تری پیدا می کنیم، اما دیگه امنیت ذاتی دنیا برامون زیر سوال رفته. الان دیگه پتو سبزه چهار دیواری دنیا رو درست نمی کنه!
وقتی بزرگ میشیم میتونیم کمدهایی با کلیدهایی از خودمون داشته باشیم که مطمئن باشیم هیچ کس سروقتشون نمیره! اما شاید دیگه چیز چندانی برای قایم کردن نداشته باشیم. این روزا عمیقا فهمیدیم که اگه داد هم بزنیم کسی حاضر نیست حرفمونو گوش بده. همون دفترای خاطراتی که با رمز و کد می نوشتیم رو به راحتی در معرض دید همه میذاریم. چون این شانس رو داریم که اگه بهش توجهی نشون دادن و خوندنش، نفهمن ما کی هستیم.